به دوستان می گفتم از صندوق وزیر کشوری که خود ده میلیارد هزینه ی پیروزی احمدی نژاد کرده، سخت است نام کس دیگری بیرون آمدن. اما مگر می پذیرفتند!
در کوچه باد می آید
این ابتدای ویرانیست
آن روز هم که دست های تو ویران شدند باد می آمد
به مادرم گفتم: دیگر تمام شد؟
گفت: نگاه کن که چه برفی میبارد!
باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم
اما من نمی توانم ایمان آورم...
نه نه، ایمان ندارم به آغاز دوباره ی فصل سرد
به ویرانه های باغ تخیل
به داسهای واژگون شده ی بیکار
و دانه های زندانی
و با آغاز دوباره ی هرتباهی
پاهایم استوارتر می شود برزمین
آنگاه گردن برافراشته و قامت راست کرده فریاد می زنم:
اینک منم! آدمی!
پادشاه زمین!...
---------------------------------------------------------------------
دستکاری و تلفیق شعر فروغ و شاملو بدون کسب اجازه از هر دو شاعر همیشه زنده


